«چه زنده باشم و چه نباشم،اميدوارم و بلكه يقين دارم كه اين آتش خاموش نخواهد شد و مردان بيدار كشور اين مبارزه ملّي را آنقدر ادامه ميدهند تا به نتيجه برسد.» دکتر محمد مصدق
نوشتارها درباره این آزادی خواه ایران زمین بسیار است، آنقدر زیاد که شاید برای من با این دانش خُردم مجالی نباشد، ولی چگونه می توان در سال روز درگذشتش از او یادی نکرد و او را نستود؟ از او که جرمش آزادی خواهی بود و گناهش عشق!!! عشق به ایران و ملت ایران، ایرانی آزاد، ایرانی سربلند، ایرانی مستقل... دکتر مصدق نماد آزادی خواهی و پرچم دار استقلال طلبی برای ایران در تاریخ معاصر کشور ماست. هدف ما از ستایش مصدق بت ساختن از او نیست، چرا که این کار با اندیشه های والا و انسانی او سر سازگاری ندارد. شعله فروزان بنیان و حرکتی که دکتر مصدق در ایران پی نهاد هیچ گاه خاموش نخواهد شد، اندیشه های او بسان رودی زلال شد که تاکنون جاری بوده و تا رسیدن به دریای بی کران آزادی و استقلال ایران ادامه خواهد داشت، و هیچ مانع سرسختی چه از آهن و چه از سنگ یارای بستن این راه را نداشته و ندارند، این رود راه خود را خواهد یافت و به سرانجامِ روشن خود خواهد رسید. آری... کمتر کسی است چون او چنان عاشق و پاک باز بدون هیچ چشمداشتی برای کشور خود و برای ملت خود در راه آزادی گام بردارد و به بهای زندگی خود به آرمان های ملتش رنگ حقیقت بخشد.
محوریت شخصیت دکتر مصدق در دو اصل آزادی و استقلال خلاصه می شود و هر آن کس که بخواهد در مکتب او پای نهد باید به این دو اصل بدون هیچ شرطی باور داشته باشد. وی در راه رسیدن به این دو گوهر ارزشمند نه تنها ستاره درخشان تاریخ این مرز و بوم شد، بلکه نمادی شد برای سایر ملل استعمار زده. جنبش وی سر لوحه ای شد تا دیگر مللی که صدای خرد شدن استخوانهایشان در زیر چکمه های استعماری شرق و غرب به گوش می رسید، به اندیشه رهایی خود بیافتند. چه بسا رهبرانی که از وی الهام گرفتند و چه بسا استعمارگران و زورگویانی که به خاطر مبارزات او خواب را بر خود حرام دیدند. او کسی بود که با بنیان نهادن سیاست اصل بیطرفی و جنبش عدم تعهد بار سنگین تعهد بسیاری از ملل در بند به غرب و شرق را برداشته و راه استقلال و سرفرازی را به آنها نمایاند. چنین گفته میشود که صندلی دکتر مصدق در دادگاه لاهه، دادگاهی که در آن خوش درخشید و از حقوق ملت ایران برای در اختیار داشتن نفت خود پیروزمندانه دفاع کرد، هنوز به کناری نهاده شده و بسیاری به یاد و خاطره این آزاد مردِ جهان از آن دیدن می کنند.
بسیاری از چهره های مطرح دیگر ملل جهان از دکتر مصدق به نیکی یاد کرده و میکنند و وی را الهام بخش حرکت خود در راه آزادی خواهی میدانند، در میان آن ها همین بس که به بزرگ مرد تاریخ هند جواهر لعل نهرو اشاره کنم: نهرو همواره خدمات این مرد بزرگ را به کشورهای غیر متعد می ستود و او را پیشگام مبارز ه برای غرور ملی، آزادی و شرافت می نامید، هنگامی که در تهران بود نامه ای از نهضت ملی درباره فشارها و حبس دکتر مصدق و قتل دکتر فاطمی دریافت نمود و این موضوع را با شاه ایران در میان گذاشت، شاه در جواب گفت: اين افراد بر ضد حكومت قيام كردند، خود شما هم به همين جرم به زندان رفتيد! نهرو پاسخ ميدهد:«زندانبان من انگليسيها بودند و مردم هند، زندان من و گاندي را گلباران كردند. ولي زندانبان نخست وزير سابق و ملّي كنندة نفت، پادشاه ايران است!» وی در جاي ديگر مي گويد : در قرن ما، آسيا سه مرد بزرگ به وجود آورد كه در جهان تاثير نمايان گذاشتند اين سه مرد بزرگ يكي گاندي، دومي مائو تسه تونگ و سومي مصدق است.
در جاي ديگر در طي يك سخنراني طولاني راجع به ايران مي گويد: «آيا آسيا بعد از ٤٠٠ سال خمودگي و سستي امروز دوباره قد علم كرده است؟ به واقع مساعي و فداكاري ايران در مورد ملي كردن نفت دنيا را تكان داد.لازم به ذكر است كه مردم هند به رهبري گاندي به اشغال بيگانگان خاتمه داده و دولت بريتانيائي را حذف و دولت هندي در آن برقرار كردند اما باز هم نفوذ بريتانيا باقي مانده و البته با توجه به اينكه هند در اشغال مستقيم بيگانگان بود و به شدت موجب نفرت مردم شده بود اين كار خيلي غيرطبيعي نبود و البته هند نفت هم نداشت، ولي مصدق كمر اين امپراطوري استعماري را در جهان خرد كرد.»
در جاي ديگر در طي يك سخنراني طولاني راجع به ايران مي گويد: «آيا آسيا بعد از ٤٠٠ سال خمودگي و سستي امروز دوباره قد علم كرده است؟ به واقع مساعي و فداكاري ايران در مورد ملي كردن نفت دنيا را تكان داد.لازم به ذكر است كه مردم هند به رهبري گاندي به اشغال بيگانگان خاتمه داده و دولت بريتانيائي را حذف و دولت هندي در آن برقرار كردند اما باز هم نفوذ بريتانيا باقي مانده و البته با توجه به اينكه هند در اشغال مستقيم بيگانگان بود و به شدت موجب نفرت مردم شده بود اين كار خيلي غيرطبيعي نبود و البته هند نفت هم نداشت، ولي مصدق كمر اين امپراطوري استعماري را در جهان خرد كرد.»
آری... دکتر مصدق کمر استعمار به ویژه استعمارگر پیر را خرد نمود. روزي نامة ديلي تلگراف انگلستان، دشمن سرسخت نهضت ملّي ايران ، راجع به مصدّق چنين مي نويسد: «در سرسراي شهرت، نام مصدّق نخست وزير مخلوع ايران، در صدر صف طولاني آن عدّه رهبران ملّي كه اقدام به تاراج اموال بريتانيا در سراسر دنيا زده اند، بياد خواهد ماند. سرمشق مرض واگيري كه مصدّق به جهان داد، بعد از او توسعه پيدا كرد. زيرا او نشان داد كه يك كشور ضعيف با مردم متعهّد ميتواند با بريتانيا درافتاده و بمقصود برسد. صفي طولاني از شاگردان مبارز و متجاوز مصدّق در سرتاسر جهان از پند و اندرز او سود بردند. سرهنگ ناصر كانال سوئز و بالاخره تمام سرماية ما را در مصر بلعيد. سيلان و اندونزي از مصر و مكتب مصدّق پيروي كرده و دست رد به سينة ما زدند. كوندا رئيس جمهور زامبيا هم به اين شيريني گازي زد .يكي از آخرين مديران مصدق دكتر نايور است كه كليه بانكهاي خارجي را در تانزانيا با پرداخت خسارت جزئي ضبط كرده است.» و حتي چرچيل به صراحت گفته بود « زيان مبارزه لفظي و سخنان مصدق در لاهه براي ما كمتر از خطر حمله نظامي مائو نيست!»
دکتر مصدق نماد دموکراسی و برقرای حکومت ملی در ایران است. وی با پی ریزی جبهه ملی، دموکراسی ایرانی را پدید آورد. نام جبهه ملی نخستین بار بر گروهی گذاشته شد که همراه دکتر مصدق برای اعتراض به آزاد نبودن انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی در دربار تحصن کردند. این جبهه با پیوستن حزب ملی ایران و سپس پان ایرانیست به عنوان پایگاه مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت مطرح شد. ولی با کودتای 28 مرداد و دستگیری دکتر مصدق و یاران وفادار به او فعالیت آن متوقف شد. این نهضت شاگردان زیادی را تربیت کرد چنانکه آن ها با گسترش نارضایتی ها برای ادامه راه آزادی و استقرار دموکراسی اقدام به تاسیس جبهه دوم، سوم و چهارم نیز نمودند. تلاش های دکتر مصدق برای برپایی جبهه دوم و سوم در دوران حبس و تبعید، در حالی که به شدت تحت نظر بود، حاکی از پایداری و استقامت او در راه خویش است.
دکتر مصدق به الگویی برای دموکراسی خواهی و آزادی خواهی در ایران تبدیل گشت چرا که او تنها فردي در تاريخ ايران ميباشد كه دموكراسي را به معناي واقعي برقرار كرده است. به جرات می توان گفت که آزادی که دکتر مصدق بدان باور داشت حتی بر آزادیِ آزادترین کشور ها نیز برتری دارد. وی در دوران نخست وزیری خود، نوشتن هرگونه مطلبی درباه خود در روزنامه را آزاد اعلام نمود. مطالبی که شاید انتشار آن در کشورهای دموکراتیک جرم تلقی شود!!! او به باورهای گوناگون احترام میگذاشت و آزادی اقوام را در مشارکت سیاسی و فعالیت قومی و زبانی در چارچوب قانون تایید می نمود. از سخنان دکتر مصدق در رابطه با آزادی، استقلال و قانون چنین است:
«هيچ قانوني بالاتر از اراده ملت نيست، قانون اساسي براي ملت است، نه ملت براي قانون اساسي. قانون ها، مجلسها، دولتها همه براي خاطر مردم بوجود آمده اند نه مردم براي خاطر آنها. مردم به آزادي راي داده اند نه به حفظ و حراست از قوانيني كه حقوق مسلم مردم را تامين نميكند. اگر زندگي توام با آزادي و استقلال نباشد، به قدر پشيزي ارزش نخواهد داشت. در حكومت مشروطه تنها يك قدرت اصيل و لايزال موجود است وآن نيروي ملت است.كسي كه ٥٠ سال در راه آزادي مبارزه كرده و زندان و تبعيد ساليان دراز را در اين راه متحمل شده ،هيچ لذتي را نميتواند با حفظ آزادي عقيده و بيان برابركند »
سخن گفتن در رابطه با دکتر مصدق بسیار طولانی تر از آن است که بتوان آن را در این نوشتار کوتاه گنجاند، ولی هدف از این نوشتار تنها یاد او بود و بس، یادی که همواره زنده است، یاد از کسی که در ماندگاریِ اندیشه اش میرایی راه ندارد و سخنش سخن تمام آزادی خواهان جهان است.
در پایان اینکه وی در 14 اسفند سال 1345 خورشیدی، در سن 84 سالگی، پس از گذراندن مدت مدیدی در تبعید، تنها به جرم وطن دوستی و آزادی خواهی، در اثر ابتلا به سرطان درگذشت.
در پایان اینکه وی در 14 اسفند سال 1345 خورشیدی، در سن 84 سالگی، پس از گذراندن مدت مدیدی در تبعید، تنها به جرم وطن دوستی و آزادی خواهی، در اثر ابتلا به سرطان درگذشت.
دکتر مصدق گرامی، راهت ادامه دارد و یادت همیشه در خاطر تمامی آزادی خواهان و به ویژه جوانان این مرز و بوم خواهد ماند.
منابع:
مجموعه مقالات تارنگارشناخت بهتر و نقد دکتر مصدق http://naghddrmosadegh.blogfa.com/
مجموعه مباحث ویکی پدیا درباره دکتر مصدق، جبهه ملی و کودتای 28 مرداد
چکیده ای از زندگی نامه دکتر مصدق
مجموعه مقالات تارنگارشناخت بهتر و نقد دکتر مصدق http://naghddrmosadegh.blogfa.com/
مجموعه مباحث ویکی پدیا درباره دکتر مصدق، جبهه ملی و کودتای 28 مرداد
چکیده ای از زندگی نامه دکتر مصدق
16 دیدگاه:
درود من بر شما
نوشتارتان را در پيوندهاي روزانه نهادم.همچنين لينك آن را به بالاترين و گروه آريا بوم فرستادم.
يادش گرامي باد
خواهل جان، ممنونم از مطلبی که نوشتی. فوق العاده بود. واقعاً مصدق برای من نماد آزادگیه. به امید روزی که آرمانهای این بزرگمرد محقق بشه....
سلام منم خوندمش.
موضوعش که واقعا عالی و نشانگر توجه شما دوست عزیز به فرزانگان و نمادهای مهینی است.من فکر می کنم. جا دوران کودکی تا قبل از نخست وزیری دکتر مصدق در متن شما خالی بود. چرا که مصدق امروزی، این نماد استقلال و آزادی ثمره اون دورانه.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
به امید موفقیت روز افزون شما
زهرا.
ba drood payande iran bedoone doshmananash ba poozesh man az tooye telephonam daram type meekonam moshkele internete daram bedrood
درود بر شما
زیبا بود و نبودن چون مصدق هایی در روزگارمان به تلخی زهر احساس می شود.
یادش گرامی
با سپاس
درود دوستان
از دیدگاه های خوبتان سپاسگزارم
زهرا جان از پیشنهاد شما خوشحال شدم
راستش هدف من از این نوشتار بررسی های تاریخی نبود بلکه فقط یادی از دکتر مصدق بود، ولی شاید به گفته شما بهتر می بود تا به آن دوران نیز اشاره ای میکردم.
با سپاس فراوان از شما
تارنماي كفتگو ويژه بحث با زرتشتيان در مباحث مورد اختلاف با مسلمانان
با درود
نوشته زیبایی است مصدق یک ازادیخواه بود در ان سخنی نیست ولی ایشان برای داشتن قدرت به حزب توده بسیار میدان داد باید پذیرفت مردم خسته شده بودند هر روز خیابانها ایران و تهران شاهد مرگ بر این و مرگ بر ان بود حرب توده کارگران و کارمندان را با زور به گرد همایی های خود میبرد مصدق نقش یک مرد علیل را بازی میکرد و در خانه خود زیر لحاف و روی تخت خود حلسات دولت را برگزار میکرد ترس از نقوذ کمونیست و شوروی ایرانیان را فرا رفته بود و اینگونه کودتای 28 مرداد که در تاریخ به ما دروغ تحویل دادند و نام اصلی ان را که ajax-tudeh party بود انحام گرفت این ajax- نام ماده پاک کننده است و در پایه این کودتا برای پاک کردن حزب توده انحام شد این هم که به ما میگویند مشتی اوباش شاه را برگردانند توهین به مردم ایران است . نه دوستان مردم خسته شده بودند و این که شعبان حعفری این کودتا را براه انداخت باز هم دروغ است شعبان حعفری تا ساعت 12 28 مرداد در زندان بود . شوربختانه ما ایرانی ها نمیخواهیم بپذیریم قهرمانان ملی و میهنی ما هم اشتباه میکنند و از اشتباه ها یاد و پند بگیریم
شاد باشید و روان این مرد میهن پرست شاد باد
درود دوست گرامی من داریوش
دوست عزیز یک نکته ای را که من باید آن را خاطر نشان کنم این است که از زمانی که یک ملت استعمار زده برای حفظ منافع خود و استقلال خود بر می خیزد، توطیه ها علیه او آغاز می شود،این توطئه هم از سوی کشور های خارجی که منافعی در ان کشور دارند بوده و هم از سوی استبدادیونی است که در داخل به کشور به عنوان ملک پدری خود نگاه میکنند و سعی دارند که بر حق ملت که همان منافع و ثروت ملی است دست انداخته و همچنین آزادی مردم را که بر اندازنده استبداد است محدود نمایند
ما در جریان کودتای 28 مرداد نمی توانیم توطئه خارجی را که عامل اصلی است نادیده بگیریم، من گمان نمی کنم دلیل اصلی این کودتا برای کنار زدن توده ای ها بوده، دولت انگلستان که پس از موفقیت دکتر مصدق در دادگاه لاهه، دست خود را از منابع و ثروت ملی ما کوتاه میدید و مخالف قطعی نهضت ملی ایران بود برای بر کنار کردن دکتر مصدق وارد عمل شد، ابتدا سعی کرد که با به مقابله کشاندن یاران و حامیان مصدق و از طریق افزایش فشار داخلی به هدف خود نایل شود، ولی با مقاومت دکتر مصدق، انگلستان دریافت که از طرق قانونی قادر نیست که با این آزاد مرد رویارویی داشته باشد، بنابراین از طریق همراه نمودن شاه با خود نقشه کودتای 28 مرداد را کشید. همچنین شرکت های نفتی امریکایی که برای رسیدن به منافع از نفت ایران بی رغبت نبودند سبب شدند که امریکا نیز به این جرگه بپیوندد و در واقع کودتایی از سوی دو قدر برتر جهان را علیه دولت ملی و مردمی مصدق راه بیاندازند.
در واقع این دو قدرت برای رسیدن به مقصود خود از مطرح کردن به قدرت رسیدن کمونیست ها و خطر حزب توده استفاده سیاسی می کردند و موضوع بیشتر شبیه یک بهانه بوده که از آن به نفع خود و برای پیش برد اهداف خود استفاده میکردند، وگرنه مطمئن باشید که قدرت خارجی از سر دلسوزی برای من، شما و میهن ما کاری انجام نداده ، نمیدهد و نخواهد داد. چه اینکه همین دو قدرت پس از کودتا با استبداد و استعمار خود عرصه را بر ما ملت تنگ کردند. بايد خاطر نشان ساخت كه در اسناد افشا شده کنونی به صراحت تمام اعلام شده بود كه حزب توده فعلا تهديدي براي ايران شمرده نمي شود و نهايتا امكان دارد كه در چند سال آينده مشكل ايجاد كند( مصاحبه پروفسور يرواند آبراهاميان ، چشم انداز ايران ، شماره ٣٣ ، ص ٨٠ ) همچنین رقابت انگستان و امریکا با بلوک شرق بر سر دست درازی هاشان در منافع ایران بوده است، بنابراین دخالت یک خارجی با این هدف هیچ توجیه مناسبی نیست که شما از آن یاد میکنید. حتی در برخی اسناد یاد میکنند که امریکا در صورت شکست کودتای 28 مرداد قصد داشته که در ایران جنگ چریکی را ه بیاندازد. بنابراین می بینیم که دنیایی تمام قدرت، ابزار و سیاست های خود را به کار گرفته اند تا دولتی مردمی با تکیه بر آرا آنها و مردی آزادی خواه را از میان بردارند.
همراهی عوامل استبداد داخلی یعنی همان دربار یعنی شاه، خانواده و اطرافیانش با این کودتا از ترس حاکمیت ملی و محدود شدن قدرتشان نیز بر طبق تاریخ کاملا مبرهن است و کسانی که ازعدم دشمنی شاه با مصدق یاد میکنند بهتر است به نحوه رفتار شاه با مصدق پس از این ماجرا توجهی مبذول دارند.
این است سخن دکتر مصدق در روز های آخر عمر در این رابطه هم این است:
كمونيسم را بهانه كرده اند كه نفت ما را ۱۰۰ سال ديگر هم غارت كنند. دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محكوم كرد كه در زندان لشكر ۲ زرهی آن را تحمل كردم. روز ۱۲ مرداد1335 كه مدت آن خاتمه يافت به جاي اينكه آزاد شوم به احمدآباد تبعيد شدم و عدهاي سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند. اكنون كه سال 1339 خورشيدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نميدهند بدون اسكورت به خارج بروم در اين قلعه ماندهام و با اين وضعيت ميسازم تا عمرم به سر آيد و از اين زندگي خلاصی ياب.[
دوست گرامی من آزاد گذاشتن احزاب در ایران در زمان مصدق کاری بود که باید بر طبق اصل آزادی و دموکراسی شکل میگرفت وگرنه همراهی دکتر مصدق با توده ای ها یک امر ساختگی است، این را مطمئن باشید که حزب توده هرکاری هم که انجام میداد، در یک حکومت دموکراتیک تا زمانی که مردم بدان رای نمی دادند قادر نبود قدرتی به دست آورد .مادامی که دکتر مصدق بر بحث انتخابات آزاد تاکید داشت و شاه را هم برای این مورد تحت فشار گذاشته بود، شاه همین عناصر چپ را بهانه کرده بود اما در نهایت در تهران که انتخابات آزاد برگزار شد، حتی یک نفر هم از حزب توده و چپ¬های وابسته رای نیاورد که همین به روشنی نشان می¬دهد که قدرت و تعداد هواداران حزب توده به هیچ وجه قابل مقایسه با ملیون نبود و در برابر آن بسیار جزئی بود که اگر غیر از این بود حداقل باید یک نفر از اینان در برابر ملیون رای می¬آورد.
چرا به جای ریشه یابی وقایع تلاش میکنیم با پوشاندن آن ها و مغالطات تاریخ را به نفع خود رقم زنیم؟؟ این همه دلایل را نادیده گرفته اید و موضوع بی اهمیت توده ای ها را بزرگ جلوه میدهید، در حالیکه در حکومت مردمی با این عناصر خللی واقع نمی شود، و نکته ای باید عرض کنم این است که طرفداران مصدق هیچ گاه او را بت نساخته اند که اشتباهات او را بپوشانند، بالعکس این طرفداران استبداد سابق هستند که از شاه یک علیحضرت ساخته و سعی دارند او را بری از هرگونه خطا نشان دهند.
زهره گرامی من نه هوادار سلطنت شاه هستم و نه فگر میکنم امریکایی و روسی و انگلیسی به فکر ما هستند و نگفتم کودتا تنها برای پاک سازی حزب توده بود نوشتم نام عملیات این بود. شوربختانه ین روش حسین شریعتمداری میباشد که اگر کسی کاستی های حنبشی را برای بالنده تر شدن حنبش های پستر بیان کند میشود طرفدار سلطنت و کر و کور نه ابدا حنبش مصدق اشکال نداشت و مشتی اوباش به خیبان ها ریختند و مردم ماست و سیب زمینی هم نگاه کردند ما ملت بت سازی هستیم اشکال در این است و راحت مخالفان را انگ میزنیم شاد باشی و تندرست
درود
مي توانيد يكبار ديگر لينك فيلتر شده رو برايم بفرستيد(با عرض پوزش پاك شد).چون اين يكي جواب نمي دهديعني لينك را قبول نمي كند.
شادي چهارشنبه سوريتان خجسته باد
آيينهاي چهارشنبه سوري
(از قاشق زنی تا فال کوزه):
بروزم
درود من بر شما
بسيار به بنده لطف داريد كه هميشه مهمان تارنگارم مي شويد.راستي لينك مورد درخواستتان را ارسال كردم اما متاسفانه اين لينك دو ماه پيش ارسال شده بود و جز لينك هاي قديمي محسوب مي شد.به هرحال سپاس
به سرور داریوش گرامی،
دست کم از سوی اندیشمندان و تاریخ شناسان هیچگاه گفته نشده و نوشته نشده که گویا "شعبان بی مخ[جعفری]" با چند لات و چاغوکش دیگر مانند "طیب رضایی" و "مش رضا یخی" و.. گویا کودتا کرده و نخست وزیر قانونی ِ کشور را در امرداد ۱۳۳۲ برانداختند. چرا که بسیار خنده دار و شرم آور برای یک کشور است که تنی چند لات و چاغوکش کشور و کشورداری را سرنگون کنند.
اینها تنها مزدوران خیابانی ِ آن دست هایی بودند که برای نمونه گارد شاهنشاهی، پاره ای افسران خودفروخته و بخشهایی از آخوندهای درباری را می چرخاندند.
این لات ها در آن زمان همان نخشی را داشتند که این چاغو به دستان لباس شخصی ها در سرکوب مردم ما در این دستگاه اسلامی دارند که دیگر همه ی ِ مردم ما با دیدن فرتورها و نوارهای دیداری گواه آن هستیم. با این میانه که در زمان کنونی اینگونه خودفروختگان از سوی دستگاه سرکوب از بالا راهبری می شوند و به جان مردم انداخته می شوند! و در آن زمان از سوی بیگانه پرستان!
دو دیگر اینکه خود می نویسید که "نام شب" براندازی " ajax-tudeh party " که خب گیریم هم که این درست باشد، پس دوست گرامی، این خود نام نشان می دهد که برنامه از سوی دست اندرکاران انگلیسی زبان راه انداخته شده است وگرنه چرا نام انگلیسی بر روی آن گذاشته شده؟ مگر "آخوند فلسفی" یا آخوند "شمس قنات آبادی" یا فضلالله زاهدی یا افسران خودفروخته ی ِ دیگر و این لات ها و چاغوکشان انگلیسی زبان بودند که نام شب انگلیس برای تبهکاری خود برگزینند؟
سه دیگر اینکه دست اندکاران خود این براندازی مانند "کرمیت روزولت" و دستگاه کشورداری و فرجمهور آمریکا – "بیل کلینتون" و وزیر برونی او "مادلن اولبریت" خودشان گفته و نوشته اند که این برنامه ی ِ سرنگونی و براندازی نخست وزیری ِدکتر محمد مصدق را دستگاه های جاسوسی ِ آمریکایی فراهم آورده اند!
و از اینها هم گذشته خود محمد رضا شاه هم در نوشته ی ِ "پاسخ به تاریخ" خود - رویه ی ۷۳ - نوشته که با یاری "کرمیت روزولت" و آمریکا و انگلیس در امرداد ۱۳۳۲ کشورداری و نخست وزیری ِ دکتر محمد مصدق را بر انداخته است!
پس دیگر جایی برای ماله کشی و پاک نمودن اینکار زشت و کشوربربادده نمی ماند که ما اکنون بیاییم و با واژه ها سر و کله بزنیم که این نام را داشته و آن نام را نداشته!
ایران هرگز نخواهد مرد!
بهمن
ارسال يک نظر