واژه شهروند (citizen) از مشتقات شهر (city) است. در فرهنگ آکسفورد شهروند به معنای شخصی است که از نظر قانونی دارای حق تعلق به یک شهر (کشور) خاص می باشد. (عضو رسمی یک شهر یا کشور خاص). همچنین در همین فرهنگ، این حق قانونی و قبول کردن مسئولیت های آن شهروندی (Citizenship) خوانده می شود. در واقع میتوان گفت که شهروندی گونه پیشرفته ی شهرنشینی است، بدین معنا که «شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به مسئولیتهای خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایند به شهروند ارتقاء یافتهاند.»(به نقل از ویکی پدیا) بر طبق چنین دیدگاهی شهروندی پیوند های میان افراد را در قالب حقوق، تعهدات و مسئولیت ها منعکس میکند وچارچوبی برای تعامل افراد، گروه ها و نهادها ارائه میدهد. جامعه شهروندان نیز برای تحقق این امر نیازمند قوانین و مقرراتی است که اصولی مانند روابط میان شهروندان در ابعاد گوناگون، تعامل دولت و شهروندان و حقوق و تکالیف هریک را به صورتی دقیق پیش بینی نماید. از منظر دیگر شهروندی به مجموعه فعالیت ها و کنش های فردی و اجتماعی شخص گفته میشود. برایند این فعالیت های فردی و اجتماعی مفهوم مشارکت را در جامعه شهری شکل میدهد. به چنین فردی شهروند پویا یا شهروند فعال میگویند. شهروند پویا شهروندی است که در جهت دهی به سرنوشت جامعه ای که در آن زندگی میکنند شرکت دارد. امروزه مشارکت شهروندان به عنوان یکی از سرمایه های اجتماعی و شاخصی برای سنجش میزان توسعه یافتگی جوامع محسوب میشود.
در جامعه یونان باستان دموس ها طبقه شهروندان را تشکیل میدادند. بر خلاف بردگان و متیک ها (افراد غیر بومی) این طبقه اعضای اصلی جامعه محسوب شده و حق داشتند در تمام شئونات حیات سیاسی جامعه شرکت کنند. به واقع هر شهروند در دولتشهر یونانی از سهمی از فعالیت های سیاسی و مشارکت در امور عام شهر برخوردار بوده است. مطابق فلسفه یونانی شهروندی تملک حقوق معین نبود بلکه شرکت در حقوق معین بوده است. میتوان گفت که دولتشهرهای یونانی نخستین شهرهایی بودند که شهروندان در آن نقش داشتند. یونانیان به این نتیجه رسیده بودند که نباید یک فرد قدرت کاملی بر آنها داشته باشد. بلکه کلیه شهروندان میبایست در سرنوشت سیاسی خود نقش داشته باشند.(برگرفته از پاکزاد، 1389) و اما شهروند به مفهوم امروزی آن ایده ای است که در قرن شانزدهم در اروپای غربی انتشار یافته است. در دوران معاصر شهرنشینی و شهروندی از مظاهر تمدن محسوب میشود و بسیاری از دولت ها برای تثبیت موقعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود آن را در دستور کار قرار داده اند.
در بسیاری از نوشتارها، نسبت شهروندان در رابطه با شهر در سه حوزه جامعه سیاسی، جامعه مدنی و نظام اجتماعی تعریف شده است. جامعه سیاسی معرف رابطه شهروندان با دولت و حکومت (در سطوح مختلف ملی، شهری و محلی)، جامعه مدنی شناساننده رابطه شهروندان با حوزه عمومی و نظام اجتماعی نشانگر رابطه شهروندان با نظام های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی شکل دهنده جامعه است. مارشال بر این اساس حقوق شهروندی را در این سه حوزه تعریف میکند:
حقوق مدنی: شامل آزادی های فردی،آزادی بیان، حق مالکیت، حق بهره مندی از عدالت، ...
حقوق سیاسی: شامل حق مشارکت سیاسی، نظارت بر دولت، حق رای و شرکت در انتخابات،...
حقوق اجتماعی: شامل برخورداری از رفاه، امنیت فردی و اجتماعی، بهره مندی از خدمات،...
به نظر وی در پایان قرن 19 حقوق مدنی شهروندی تثبیت شده، در قرن 20 حقوق سیاسی شکل گرفته و سرانجام در نیمه دوم سده 20 و پس از پایان جنگ جهانی دوم، با استقرار دولت، رفاه اجتماعی شهروندان به رسمیت شناخته شده است.
بر این اساس باید گفته شود که حقوق شهروندی جدای از حقوق بشر است و کارکردی متفاوت با آن دارد. حقوق شهروندی به رابطه شهروندان با یکدیگر و همچنین ارتباط آنها با ارگان های دولتی دلالت دارد. در ابعاد بین المللی تلاش های بسیاری در تدوین چارچوبی برای تعیین حقوق شهروندی صورت پذیرفته است. از جمله آنها میتوان به موراد زیر اشاره نمود (با کلیک بر روی هر کدام می توانید مفاد آنها را مطالعه نمایید):
بر طبق مفاد اعلامیه های یاد شده می توان موارد بیشتری برای حقوق شهروندان در رابطه با حوزه های مدنی، سیاسی و اجتماعی بر شمرد و آن ها را بسط داد؛ همچنین بر طبق این اعلامیه ها شهروندان در مقابل حقوقی که از آن برخوردار می باشند ملزم به تعهداتی نیز هستند. زیرا همانگونه که بیان شد شهرنشینی با شهروندی متفاوت بوده و شهروند منفعل فاقد چهره مدنی است. مشارکت فعال شهروندان و پذیرفتن مسئولیت ها و تعهداتی از جانب آنها زیر بنای یک جامعه مدنی را تشکیل میدهد، از جمله تکالیفی که میتوان برای شهروندان بر شمرد میتوان به این موارد اشاره نمود:
قانون مداری: عمل و احترام به قانون؛ مشارکت مردم در ترغیب یکدیگر به قانون
مشارکت مدنی: مشارکت در تصمیم گیری های عمومی
مشارکت اجتماعی: حفظ سلامت اخلاقی جامعه و احترام به بنیان خانواده ،احترام به حقوق یکدیگر در جامعه، احترام به تنوع فرهنگی ، عدم ایجاد زحمت برای همسایگان
پرداخت مالیات و ....
بنا بر آن چه بیان شد میتوان شهروندی را در قالب حقوق و تعهدات فردی و اجتماعی شهروندان و همچنین مسئولیت دولت در قبال شهروندان مورد مطالعه قرار داد. برای تحقق چنین اموری، پشتوانه ای قانونی و ابزار های اجرایی مورد نیاز است. بدین منظور تلاش های سازمان یافته و منسجمی جهت اجرایی نمودن چنین بستری در جوامع شهری صورت پذیرفته که بسیاری از اصول پایه ای آن در میان جوامع گوناگون مشترک و در برخی موارد بر حسب مقتضیات مکانی، شرایط فرهنگی و اجتماعی و همچنین میزان توسعه یافتگی جامعه متنوع می باشد. بخشی از این تلاش ها در منشورهایی که نام برده شد نمود پیدا کرده اند. بر اساس این منشورها میتوان حقوق شهروندان را در سه بعد مدنی، سیاسی و اجتماعی و همچنین تکالیف آنها را در ابعاد مختلف (که زیربنای آن مشارکت فعال شهروند میباشد) بررسی نمود. مجموعه این کنش ها زیر بنای یک جامعه مدنی را شکل میدهد و بدون تحقق آنها دست یابی به چنین جامعه ای که نخستین گام در راه رسیدن به ایده ی آرمانشهر (که از گذشته های دور تا به کنون درباره آن سخن ها رفته) است، ممکن نیست.
منابع:
پاکزاد، جهانشاه؛ تاریخ شهر و شهرنشینی در اروپا از آغاز تا انقلاب صنعتی، 1389، انتشارات آرمانشهر
ربانی، رسول؛ جامعه شناسی شهری، 1387، انتشارات دانشگاه اصفهان
تارنگار دکتر فریدون وردی نژاد(http://www.verdinejad.com)
- شهروندی/http://fa.wikipedia.org/wiki

7 دیدگاه:
درود
در ايران همگي شهروند درجه دومهستيم مگر غير اين ثابت شود!نوشتارتان بسيار كامل و وزين بود.ما در ايران چيزي به نام حقوق شهروندي نداريم چون دولت براي انسان ها چنين حقي قائل نيست...
درود
زهره جان وبلاگ عالی و پرباری داری من که لذت بردم. به ما هم سر بزن
سختمه بگم یک شهروند ایرانی هستم از دست رفتار غلط این دولت با ایران و مردمش
سلام و سپاس
نوشته ای مختصر و بسیار مفید بود.
به امید تحقق شهروندی در شهرهایمان.
درود بر بانو زهره گرامی
جالب و آگاهی بخش بود...دست مریزاد
احترام به آزادي و حفظ حقوق شهروندي از وظایف دولت هاست که شوربختانه در ایران رعایت نمیشود.
درود
من در وبلاگم درباره صلح در دین زرتشت نوشتم لطفا" آن مطالب را بخوانید و با نظرات تان آن را کامل کنید.
باتشکر از شما[گل]
با درود فراوان!
ارتباط فقر و تحول
نظر شما چيست؟
ارسال يک نظر