سه‌شنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۱۰

آزادگی...

پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه واپس مانده بود
کودکی_از شیطنت_بازی کنان
بست با دستش دهان استکان
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام کودک وارهد
خشک لب می گشت، حیران، راه جو
زیر و بالا، بسته هرسو، راه او
روزنی می جست در دیوار و در
تا به آزادگی رسد بار دگر
هرچه بر جهد و تکاپو می فزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فروافتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر، عزیز

2 دیدگاه:

فرامرز گفت...

درود
"فروهر" تا حدودی برابر با مفهوم "روح" است و نه "فرشته". تا جایی که من می دانم برای فرشته واژه امشاسپند را بکار می برده اند.

زهره دودانگه گفت...

درود فرامرز گرامی
اگر مقصود شما سخنی است که در زیر نام تارنگار نگاشته شده باید بگویم که این سخن همانطور که بیان شده از هرودت است. درایران باستان هر موجودی و حتی اهورامزدا دارای گوهری جاویدان بنام فروهر است. در این گوهر که به تعبیری آن را جوهر حیات می نامند، فنا و زوالی نیست. در بندهش آمده، اهورامزدا پیش از آنکه فروهرها از صورت مینوی (غیر مادی) به حالت مادی در بیایند آن ها را آزاد گذاشته که یا در جهان مینوی باقی بمانند و یا به جهان خاکی آمده و در مقابل سپاه اهریمن مبارزه کنند و فرورها دومی ا برگزیده اند. پرویز رجبی نیز درباره فروهر و مقایسه میان جهان فروهری ایرانیان و عالم مثل افلاطون این گونه بیان میکند که: «گمان نمی رود که افلاتون، چند دهه پس از هرودوت، در طراحی عالم مُمثــُل خود، گوشه ی چشمی به جهان فروهری ایرانیان نینداخته بوده باشد. ظاهرا هرودت است که گفته است : «آسمان ایران پر از فرشته [ فروهر ] است». پیداست که آبشخور برداشت هرودت جهان فروهی ایران باستان بوده است. گزارش «مینوی خرد» نیز به بیان هرودت و افلاتون مانندی ِغافلگیر کننده ای دارد : «... و اختران بیشمار و بی حساب دیگری که آشکارند، فروهر موجودات گیتی خوانده شده اند. چه همه ی آفریدگان اورمزد ِآفریدگار که در گیتی آفریده شده اند، چه آن هایی که زاینده اند و چه آن هایی که روینده اند، هر تنی را متناسب با گوهرش فروهری پیدا (معین) است»
و ادامه می دهد که: «در فروردین یشت اهورامزدا به یاری فروهرها آسمان را در بالا نگه می دارد، تا از فراز، نور بیفشانند و پیرامون زمین را چون جامه ای ستاره نشان در میان بگیرند. از فروغ آنها است که او زمین فراخ و بلند و پهن را با بسی زیبایی ها، جاندار و بی جان، با کوه های بلند و چراگاه های بسیار و آب های فراوان و رودهای قابل کشتیرانی، با سرچشمه های پایان ناپذیر، آفریده است. آب چشمه های نامیرا سر از زمین بیرون می کشند و می خروشند و گیاهان می رویند و بادهای سودمند به گردش و پرواز درمی آیند. از فروغ فروهرها است که زنان، باردار می شوند. و به یاری فروهرهاست که خورشید و ماه و ستارگان راه می پیمایند و می چرخند.»
برای خواندن این نوشتار از پرویز رجبی به نشانی زیر مراجعه کنید:
http://www.aariaboom.com/content/view/1218/188/