زهره دودانگه
توسعه در مفهوم لغوی به معنای فراخی و فراخ کردن است(لغت نامه دهخدا)؛ ولی عموما مفهوم توسعه در حوزه ی اجتماعی به معنای تحول و تکامل جامعه بکار می رود. گاه برخی مفاهیم رشد و توسعه را به جای یکدیگر به کار می برند، ولی میان این دو واژه تفاوت هایی چند وجود دارد. توسعه بر خلاف رشد که جنبه ای کمّی دارد شامل هر دو بُعد کمّی و کیفی می شود؛ همچنین بر حسب زمان و مکان امری نسبی بوده و خاصیتی درونزا دارد. امروزه بحث توسعه به صورت کاربردی و عینی می تواند توسط شاخصه های کیفی و کمّی در اجتماع سنجیده شود؛ شاخصه هایی چون میزان کاهش فقر، اشتغال، مشارکت، تغییرات نهادی و سازمانی، عدالت اجتماعی و غیره. آن چه یک نگاه کلی به فرایند های تاریخی جوامع نشان می دهد، این است که از دیر باز ملل مختلف برای دوام، انسجام و نهایتا پیشرفت و تعالی- و یا به عبارت دیگر توسعه- به تدبیر و بکارگیری راهکارهایی دست زده اند. این رویکردها و واکنش ها، صرف نظر از بحث نسبی بودن و تفاوت بر حسب شرایط زمانی و مکانی، از ماهیت ها و اصولی کلی پیروی می نمایند. در واقع از این واکنش و حرکت ملل مختلف می توان به نوعی برنامه ریزی یا طرح ریزی تعبیر نمود. به باور پیتر هال (1994) «برنامه ریزی به عنوان یک فعالیت عمومی عبارت است از انجام یک رشته عملیات منظّم که در راستای دستیابی به یک هدف یا اهداف معین تدوین می شود» (برنامه ریزی راهبردی توسعه شهری، وزارت مسکن و شهرسازی، 1385). در این تعریف و سایر تعاریف مشابهی که برای برنامه ریزی بیان شده است، اصول کلی برنامه ریزی داشتنِ هدفی است که به منظور رسیدن به آن رشته اقدامات پیوسته ای بر حسب تصمیمات از پیش تعیین شده انجام می گیرد. برنامه که ماحصل امر برنامه ریزی است نمایش این تصمیمات منظم و فعالیّت های منتج از آن در دوره های زمانی مختلف و متوالی است. این برنامه بر حسب مقیاس - اعم از کلان و خرد- دارای چشم اندازی کلی و زیر اهدافی در چارچوب آن است. روشن است که در بحث توسعه ی عینی جوامع نیز ترسیم چشم انداز به عنوان یک آرمان کلی و نهایی، و در راستای آن تدوین اهداف و زیر اهداف متعددی در بخش های گوناگون چون اقتصاد ، فرهنگ، سیاست، عرصه روابط بین الملل وغیره ضروری و بایسته است. همانطور که از تعاریف بیان شده به طور کلی استنباط می گردد یکی از اصولی که سبب به ثمر نشستن برنامه و تحقق اهداف خرد و کلان آن در حوزه های گوناگون اجتماع و فواصل زمانی معین می شود، رعایت توالی و پیوستگی فعالیت ها و پیروی از اصول کلی برنامه در طول زمان است (و البته بازنگری و اصلاح برنامه در حیطه زیر اهداف و راهبرد ها به عنوان امری ضروری جهت تحقق بخشی به برنامه). ابونصر فارابی در رابطه با مدینه فاضله در روزگار خویش معتقد است که مدینه فاضله آن هنگام تداوم می یابد که شرایط مطلوب در ترتیب و توالی فرمانروایان حفظ شده و هر فرمانروا حافظ و نگهبان این احوال و شرایط در روزگار پیش از خود باشد (برگرفته از سایت انسان شناسی و فرهنگ). با توجه به این دیدگاه فارابی و همچنین بررسی دیدگاه های نوین در حوزه ی برنامه ریزی می توان گفت که همسویی برنامه ریزان به عنوان قشر اندیشمند با مجریان و متولیان برنامه ها در میل به سوی مقاصد عالی و چشم انداز توافق شده، امری است که حرکت جامعه را برای توسعه تسریع می نماید. برای بررسی اینکه تا چه میزان این اصل در جامعه مورد توجه قرار گرفته است ابتدا باید دید که آیا برنامه ریزی های صورت پذیرفته در طول دوره های زمانی نه چندان دور همه در جهت ارزش های توافق شده و آرمانی جامعه قرار گرفته اند؟ یا اینکه این برنامه ها بر حسب تمایلات شخصی، تضاد ها و تعارض های سطحی در مقابل یکدیگر قرار گرفته، بعضا این حرکت متعالی را متوقف ساخته و حتی جهت گیری جامعه را بر خلاف مسیر یاد شده قرار داده اند؟ در واقع باید دید که آیا فکر برنامه ریزی در جامعه ما وجود دارد یا خیر.
این نوشتار در هفته نامه ستاره صبح صفحه 6 (اقتصاد) در مورخ 20 آذر 1389 منتشر شده است.
4 دیدگاه:
زهره عزیز،
یلدای شما خوش و شاد باد.
با بهترین درود ها
نوشته ای قابل درک بود از این دید که بسیاری از این گونه نوشتار ها بسیار پیچیده است
توسعه در هر جامعی به گونیای باید اجرا شود چون نخست باید بافت فکری و فرهنگی ان جامه در نظر گرفته شهر و سپس دست به اقداماتی زد وگرنه به جایی رسیده نمیشود یکی از مهمترین انگیزه هایی پیشرفت در بسیاری از کشور ها نخست ایجاد کردن فضایی سالم رقابت است و حق اعتقاد و زیره پرسش بردن با این آغاز میتواند کله بر توسعه را بست و راه افتاد . یکی از انگیزه ای پس افتادگی در کشورهایی با سیستم سوسیالیستی همین نبود رقابت و نبود حق انتقاد از برنامه ای تولیدی و اقتصادی و توسه بود و هاست . در نبود یک کنترل درست آمار ها هیچ گاه درست نیست و در نبود رقابت صفت تفصیلی!!! دیگر در کار وجود ندراد . درست به مانند اینکه تفاوتی بین شاگر درس خان و تنبل نباشد و نمره هر دو را یک سان بدهیم. در مرده بافت فرهنگی و زندگی و فکری هم باید دید نیزه هایی ان جامعه در چیست یادم میاید در یکی از ماموریت هایم در آفریقا یکی از ساکنین به من گفت شما سفید ها میاید و کلبهای ما را خرا ب میکنید به ما میگوید که بهداشت را رعایت نمیکنیم ما را که از تخم مرغ مرغ هایی خودمان و گیوشت گاو هایی خودمان هوده میبردیم را به آپارتمانت میبردی باید از ان پس قرض هایی بانکی را بدهم و از بازار گوشت مانده و تخم مرغ مرغ هایی ماشینی را بخریم و نام این را میگذرد توسعه !!!! و کمک !! میبینیم که با یک نمونه ساده این کنیایی به من گفت که توسعه در هر کشوری به گونه ای دیگر است .
شاد باشی و تندرست
دیگان بر شما و بر همه ایرانیان خجسته و همایون باد ( گل ها و شادی های فراوان )
تا وقتیکه احکام شریعت در این کشور جاری است از برنامه ریزی و حرفهائی مثل دموکراسی خبری نیست و مدیریت و مردم و حق و حقوقشان یعنی مفت
و بهتر آنست که بگوئیم تا زمانی که بینش مردم در زندان ایمان گرفتار است ، حکمرانی در ایران از پایگاه قم رنگ میگیرد ، مردم ایران نمی توانند به آزادیخواهان بپیوندند و با هویت فرهنگی خود بیگانه اند و از مدیریت و برنامه ریزی در جهت بهبود جامعه خبری نیست که نیست
ارسال يک نظر